تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

مداحي



جمعه ۳/۳/۸۷ ساعت ۱۸

 دانشگاه امام حسین شهرک بهمن

 

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387;ساعت 11:51;  توسط خادمين;  | 

يك شب بيا ستاره بريزم به پاي تو

اي آفتاب من همه چيزم فداي تو

يك شب بيا به ما برسد اي اذان صبح

از پشت بام مسجد كوفه صداي تو

ما مدتي است خانه تكاني نكرده ايم

شرمنده ايم در دل ما نيست جاي تو

غير از همين دو قطره اشكي كه مانده بود

چيزي نداشتم كه بيارم براي تو

از روزهاي هفته سه شنبه براي من

شبهاي پنجشنبه و جمعه براي تو

روزي به خاطر سفر جمكران من

روزي به خاطر سفر كربلاي تو
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387;ساعت 11:15;  توسط خادمين;  | 

دوبیتی های بعد از شهادت

(1)

الهى! كوثرم كو؟ دلبرم كو؟

گلم كو؟ هستى ام كو؟ گوهرم كو؟

على تنها و دلخون مانده افسوس

يگانه مونس و تاج سرم كو؟

 (2)

الهى! كلبه ام را غم گرفته

دل محزون من ماتم گرفته

شرار شعله هاى در نديدم

گلم را خصم از دستم گرفته

(3)

الهى! سينه من كوى درد است

گلستان سرورم سرد سرد است

عزيزم فاطمه از رنج مسمار

رخ مهتابى اش غمگين و زرد است

(4)

الهى! غمگسارم، سوگوارم

شب است و طاقت رفتن ندارم

فلك با من سرسازش ندارد

بدون فاطمه نالان و زارم

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387;ساعت 11:10;  توسط خادمين;  | 

چه شد ای مادرمحزون که زمین گیرشدی  چه شده دستخوش این همه تغییرشدی

دودهه نیست زعمرتوگذشته اما                  باورش سخت بود زودچراپیرشدی

زودترازهمه کس مزد رسالت دیدی             کاردنیاست تومظلومه تکفیر شدی

بین قدخم وگیسوی سفید وتن زخم            گوشه خانه ی آتش زده زنجیرشدی

کوثری صاف تر وپاکترازشبنم ها               شعله نزدیک توگردیده که تبخیرشدی؟

قاب چشم علی از دیدن توخالی ماند             بعدکوچه زچه روحالت تصویرشدی؟

خون پهلوی توهم بندنیایدعشق است             به خداتوسندآیه تطهیرشدی

بهرآن مردم نااهل زیادی بودی                 چه کشیدی توکه اززندگی ات سیرشدی

عشق این بودکه از دست تو برمی آمد        پیش روبه صفتان حامی یک شیر شدی

                          

                                بهرحیدرکشی ازراه توواردگشتند

                              خوابشان لطمه به تو بود که تعبیر شدی

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387;ساعت 14:15;  توسط خادمين;  | 

من یاس احمدم که خزان زدبه روی من     غم ریخته است شهدبلادرسبوی من

نگذاشتندغنچه من چهره واکند                گلچین شکست شاخه گل آرزوی من

گلچین گلاب جان مرابالگدگرفت             روزی که حمله کردزکینه بسوی من

آتش چودیدپشت درخانه بی کسم              ازمعجرم گذشت وشرر زدبه موی من

میخواستم نفس بکشم میخ دررسید            یکباره قطع گشت نفس درگلوی من

جایی نمانده بودبرای گریز من                افتاد درب شعله گرفته به روی من

                           درزیربار آن همه لطمه به جای عطر

                          بابوی دود وخون شده آغشته بوی من

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387;ساعت 14:13;  توسط خادمين;  | 

حضرت امام صادق (ع):هيچ روزي همچون روز محنت و اندوه ما در كربلا نيست هر چند روز سقيفه و سوزانـدن در خانه اميرالمومنين و حسنين و فاطمه و زينب و ام كـلثوم و فـضـه و كـشـتن محسن با ضرب لگد بزرگتر و وحشتناكتر و تلختر اسـت زيرا آن روز اصل و ريشه عذاب است

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387;ساعت 14:24;  توسط خادمين;  | 

به سبك تو اي عشق و اي تمام اميدم


 


فدك بود و من بودم وتنهايي ، كوچه تنهايي،معبر زهرايي ، كوي دلها


كمين كرده دست دشمن من ، بهر كشتن من


سنگ خود با كينه ، زد بر اين آيينه ، بشكند تا سينه ، قاتل ما


آسمان از غصه ام پر شراره شد**تا كه در دست عدو نامه پاره شد


بي حيا   از جفا


پيش چشم مجتبي دستش چو بالا رفت**آنقدر گويم كه سوي چشم زهرا رفت


------------------------------------------------------------------------------


چو ديدم كه گم كرده مادر لانه ، آن مه كاشانه ، بردم او را خانه ، با نوايم


به او گفتم  اي جان من، مهربان من


تا نيامده حيدر ، خيز و از جا مادر ، غم مخور كه ديگر ، من عصايم


بين كوچه ديدمت چون گل افسردي**واي من از لحظه اي كه زمين خوردي


اي جوان ، قد كمان


ماجراي كوچه از دنيا چه سيرم كرد ** جان مادر در همان لحظه پيرم كرد

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387;ساعت 14:23;  توسط خادمين;  | 

دوباره شب شد و سردرد دارد**بميرم مادرم باز درد دارد


از اين پهلو به آن پهلو شد و گفت**عزيزم زخم بستر درد دارد


شنيدم در قنوت وتر ميگفت**خدايا مرگ كمتر درد دارد


بر اين سوره بيا و دست مگذار**كه آيه آيه كوثر درد دارد


ز اشك باغبان پرسيدم و گفت**نگاه ياس پر پر درد دارد


گذشت و عصر عاشورا چشيدم**غلاف و دست كافر درد دارد

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387;ساعت 11:35;  توسط خادمين;  | 

حالا براي اينكه برگردي به خانه

ديگر نداري هيچ عذري و بهانه

از بس مرا كردي عصاي خويش آخر

تو از نفس افتادي و من هم زشانه

مردانگي كردي و با بال شكسته

پرواز كردي از كران تا بي كرانه

تسبيح بودي و علي سرگرم ذكرت

حالا ولي گشتي گسسته دانه دانه

فرياد يا فضه خذينيِ تو گم شد

در لابلاي خنده هاي وحشيانه

تو سعي خود را واقعا كردي ولي حيف

اين بار هم افتاده از دست تو شانه

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387;ساعت 11:5;  توسط خادمين;  | 

۱-یا حسین

بمدت ۷ شب از۲۷/۲/۸۷ لغایت ۲/۳/۸۷ ساعت ۲۱

اتوبان باقری بالاتر از پل  قنات کوثر

(آقای مهرجو از ساعت ۲۱:۴۵ الی۲۲:۳۰ اجرای برنامه دارند)

۲- انصارالحسن

بمدت پنج شب از ۲۷/۲/۸۷ لغایت ۳۱/۲/۸۷ ساعت ۲۱:۳۰

تهرانپارس خ امین نرسیده به تپه خ بوستان یک

(آقای مهرجو از ساعت ۲۲:۳۰ اجرای برنامه دارند

۳-دعای ندبه

صبح روز جمعه ۲۷/۲/۸۷ مسجد طالقانی

تهرانپارس انتهای خ ۱۹۶ بازار گلشن خ طالقانی

۴- صاحب الزمان

بمدت ۵ شب از تاریخ ۳/۳/۸۷ لغایت ۷/۳/۸۷ ساعت ۲۱

تهرانپارس خ جشنواره خ شهید شادالویی خ۱۷۸ شرقی حسینیه صاحب الزمان

۵-آل یاسین

بمدت ۱۰شب از۱۱/۳/۸۷ لغایت ۲۰/۳/۸۷ ساعت ۲۱

تهرانپارس خ جشنواره شهرک شاهد حسینیه آل یاسین

۶- صاحب الزمان

بمدت ۷ شب از۲۲/۳/۸۷ لغایت ۲۸/۳/۸۷ ساعت ۲۱

تهرانپارس  بین خ۱۳۱و۱۳۵ خ۱۷۸ شرقی حسینیه صاحب الزمان

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387;ساعت 17:19;  توسط خادمين;  | 

سلام ؛ يواش يواش رنگ و بوي دلا داره مدينه اي مي شه و فضاي هياتها و شهرمون فاطمي . كم كمك فصل عزاي مادر داره مي رسه و بايد آماده ي برگزاري باشكوه مراسمهاي فاطميه باشيم . اين روزا به هر مداح و شاعري كه سر مي زني داره كاراي فاطميه اش رو آماده مي كنه . بچه هياتيها هم هر كدوم دارن برنامه هاشون رو براي حضور تو جلسات تنظيم مي كنن . قديمترها ايام فاطميه رو فقط به ۲ دهه تقسيم مي كردن كه اين ۲ دهه هم به نام فاطميه اول و فاطميه دوم شهرت داشت و بين ۲ شهادت ۷۵ روز و ۹۵ روزيه كه برا بي بي نقل كردن اما اين چند ساله اخير رفته رفته زمان فاطميه تقريبا به ۴ دهه كشيده شده كه از ولادت حضرت زينب (س) شروع مي شه و تا ۱۰ روز بعد از شهادت دوم ادامه پيدا مي كنه و همين مساله باعث شده كه فعاليت هياتها بعد از محرم و صفر تو ايام فاطميه هم رونق خاصي بگيره و البته كار بيشتري رو هم به دنبال خودش داره .

به هر ترتيب اين چند خط رو نوشتم تا يه جورايي برسونم كه كسي از غافله ي فاطميه عقب نمونه و همه خبر بشن كه پيرن مشكياي عزاي مادرشون رو بايد آمده كنن تا به اذن خود بي بي تن كنن . از همه هم التماس دعاي شديد دارم .

دعايي كه اين روزا هر جا مي رم مي خونم رو اينجا هم مي گم و شما عزيزي كه الآن داري اين متن رو مي خوني يه آمين مشتي از ته دلت بگو : خدايا ! اين فاطميه رو بهترين فاطميه ي عمرمون تا امروز رقم بزن . آمين

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387;ساعت 9:19;  توسط خادمين;  | 

اللهم صل علي فاطمة و ابيها و بعلها و بنيها و السر المستودع فيها بعدد ما احاط به علمك

فاطميه اي ديگر از راه رسيد و شكر خدا كه دوباره تونستيم تو اين فضاي معنوي و فاطمي ، نفس بكشيم ۰ نمي دونم اين چندمين فاطميه ي عمر شماست اما خدا كنه بهترين ايام فاطمي عمرمون تا امروز ، همين فاطميه باشه ۰ فاطميه ،‌ فقط فصلي براي گريه و زاري نيست ، كه البته اعظمش همين است ۰ فاطميه ، درس ولايت و امامت و شيعه گري است ۰ فاطميه ، فصل تجديد بيعت با آرمانهايي است كه شيعه ،‌ ۱۴ قرن براي رسيدن به آن آرمانها ، كوشيده و رنجها كشيده و سختيها ديده است ۰ فاطميه ، مادر محرم و عاشوراست ۰ در حقيقت خواهان شناخت دقيق و كاملي از دين مي باشيم بايد فاطميه را خوب درك كنيم ۰ از فاطميه ‌مي توان درس زندگي ، شهادت ، حجاب ،‌ عفاف ، حضور در صحنه ، ولايت پذيري ، امام شناسي ، مظلوميت ، حقانيت و درس انتظار گرفت ۰ بياييد در اين فصل زيباي غم و ماتم بي مادري ، فرج موعود را از درگاه الوهيت مسالت نماييم و براي يكديگر نيز ، دعا كنيم ۰

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387;ساعت 9:16;  توسط خادمين;  |