تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

مداحي



اين خلق نابكار به ما پشت پا زدند
 در ابتداي راه، حقيرانه جا زدند

 ما را به چند كيسه ي درهم فروختند
 مولا ميا به كوفه،كه قيد تو را زدند

 از پشت بام بر سر اين پيك نامه بر
 با خنده سنگ هاي زمخت جفا زدند

 هرسنگشان دقيق به لب مي خورد حسين
 از آن هزار سنگ،يكي را خطا زدند!؟

 آن هم كه خورد گوشه ي پيشانيم،ولي
 با قصد امتحان به جبين شما زدند

 تا روي ميخ جلوه نمايي كند سرم
 از خون به گيسوان سپيدم حنا زدند

 افتادم از بلندي و غضروف هاي من
 با لحن جانگداز، شما را صدا زدند

 اما سه هفته بعد شنيدم ز روي دار
 طبل شروع غائله ي كربلا زدند

+ نوشته شده در شنبه هفتم دی 1387;ساعت 7:44;  توسط خادمين;  | 

حـتي خـدا مـيان حسـينيهء غمـش
سوگند خورده است به ماه محرمش

شبهاي قدر محترم و با فضيلت اند
امّـا نمي رسند به شبهاي مـاتمش

امروز نه، غروب همان سال شصت و يك
مـا را گـره زدنـد به نخـهاي پـرچمش

اين دستمال گـريه پر از نـور مي شود
وقتي به دست روضـهء خورشيد مي دمش

چشمي كه از براي تو گريان نمي شود
بايد حـواله داد به دست جـهنمش

جانم فداي ِ محتشم خانواده ات
با اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتمش

+ نوشته شده در شنبه هفتم دی 1387;ساعت 7:40;  توسط خادمين;  | 

روئیدن هلال که کم کم شروع شد
در نبض واژه ها تپش غم شروع شد
بغض زمان شکست و دل آسمان گرفت
اشک زمین ز چشمه زمزم شروع شد
عالم دوباره رنگ قیامت گرفته است
شاعر بخوان قیامت عالم شروع شد
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه شورش است محرم شروع شد
سال تولد غم او شصت و یک نبود
با گریه های توبه آدم شروع شد

+ نوشته شده در شنبه هفتم دی 1387;ساعت 7:39;  توسط خادمين;  | 

برآسمان هلال محرم ، چه دیدنی است!
یک حنجرودل همه عا لم ، چه دیدنی است!
مه درمحاق خیمه زده ، مهردرشفق
افلاکیان ، به هیأت ماتم  ، چه دیدنی است!
انجم به روضه خوانی عیوق تشنه اند!
ناهید وزهره ، مشتری غم ، چه دیدنی است!
با نوح ، هودوصالح وآدم به نوحه اند!
این حلقه رانگینی خاتم ، چه دیدنی است!
درسیل ا شک ، یونس ویوسف ، به موج آه!
این قعرچاه واین به دل یم ، چه دیدنی است!
شورنوای موسی عمران ، چه جان گداز!
شال عزای عیسی مریم، چه دیدنی است!
سرخ است ، دیدگان سیاه وسفیدخلق!
یک رنگی سلاله آدم ، چه دیدنی است!
با محتشم بیا وبخوان شعرمقبلش!
بازاین چه شورش است به عالم؟چه دیدنی است!
ذی حجه شدتمام و نشدحج وی ، تمام!
اتمام حج او ، به محرم ، چه دیدنی است!
میدان جنگ ، مروه ، خیام حرم ، صفا!
خودکعبه وشریعه چوزمزم ، چه دیدنی است!
برجنت رضایت او ، دست یافت حر!
بگذشتن ازبهشت وجهنم ، چه دیدنی است!!

+ نوشته شده در شنبه هفتم دی 1387;ساعت 7:38;  توسط خادمين;  | 

من عاشقم وبی تو به تن تاب ندارم                                                مشغول به ذكر توام و خواب ندارم
فریاد زنم روز قیامت كه حسین جان                                       
          من نوكرم و غیر تو ارباب ندارم

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387;ساعت 13:54;  توسط خادمين;  |