تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

مداحي



ای مسجد الحرام حرم سامرای تو
بیت الولای دل حرم با صفای تو
قرآن یگانه دفتر مدح و ثنای تو
روح ملک کبوتر صحن و سرای تو
آیینه ی جمال خداوند سرمدی
فرزند پاک چار علی سه محمدی

رضوان بدان جلال و شرف سائل درت
خورشید سجده برده به صحن مطهرت
روح رضاست در نفس روح پرورت
نامت حسن نه بلکه حسن پای تا سرت
میراث زهد و نور هدایت ز هادیت
علم امام هشتم وجود جوادیت

معصوم سیزده، ولی الله ذوالمنن
ابن الرضای سومی و دومین حسن
گل ریزد از بهشت به خاکت چمن چمن
شرمنده در ثنای تو از کوچکی سخن
دُرّ کلام و لعل لب گوهری کجا
وصف ابا محمدٍ العسگری کجا

انوار ده امام درخشد ز روی تو
یادآور رسول خدا خُلق و خوی
زیباترین دعای ملک گفتگوی تو
مسجود جن و انس بود خاک کوی تو
بحری که در صدف،دُر جان پرورد،تویی
در دامنش امام زمان پرورد تویی
 
ویرانه ی مزار تو مسجود آسمان
قبر تو کعبه ی دل و صحنت مطاف جان
زوارِ هر شب حرمت صاحب الزمان
کوری چشم دشمنت ای قبله ی جهان
تنها نه سامره همه عالم دیار تو است
هر جا رویم در بغل ما مزار تو است

قبر مطهر تو اگر چه خراب شد
یا بر حریم تو ستم بی حساب شد
و آن دلربا ضریح نهان در تراب شد
هرچند قلب شیعه از این غم کباب شد
هر روز قبه ی تو فروزنده تر شود
جاه و جلال و مرتبه ات زنده تر شود

ای نُه سپهر،فرشِ رفیعِ عبادتت
ای لطف و جود و مرحمت و بذل،عادتت
اقرار کرده دشمن تو بر سیادتت
یاد آمدم به فصل جوانی شهادتت
ای زخم دل هماره فزون از ستاره ات
از ما سلام بر جگر پاره پاره ات

با آن که در محاصره بودی تو سال ها
دیدی ز دشمنان،غم و رنج و ملال ها
کردند با تو از ره طغیان جدال ها
دادی به شیعه عزت و قدر و جلال ها
نور ولایتت ز دلِ حبس،ای شگفت!
چون آفتاب یک  سره آفاق را گرفت

داغت به قلب شیعه شراری عظیم شد
خون بر دلت ز کینه ی اهل جحیم شد
روح تو در بهشت الهی مقیم شد
با رفتن تو حضرت مهدی یتیم شد
یا بن الحسن! از این همه بیداد الامان
عجّل علی ظهورکَ یا صاحب الزمان

ای عدل تو زوال ستم گستری، بیا!
نادیده کرده بر همه روشنگری، بیا!
ای آخرین دُر صدف کوثری، بیا!
ای نور دیده ی حسن عسگری، بیا!
تا کی فراق روی تو آتش به جان زند
تا کی به شیعه خصم تو زخم زبان زند

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387;ساعت 10:15;  توسط خادمين;  | 

دوستان بر من و سوز جگرم گریه کنید
به شرار دل و اشک بصرم گریه کنید
من جوان بودم و در سن شبابم کشتند
بر دل سوخته و چشم ترم گریه کنید
من و جد و پدرم را به جوانی کشتند
در عزای من و جد و پدرم گریه کنید
من شهیدم ولی از خصم نخوردم سیلی
همه بر مادر نیکو سیرم گریه کنید
سال ها بود که در تحت نظر بودم حبس
همه بر قصه ی تحت نظرم گریه کنید
قبر ویران شده ام گشت بقیع دگری
داغداران به بقیع دگرم گریه کنید
بعد من مهدی من بی کس و تنها ماند
به غریبی یگانه پسرم گریه کنید
گریه ی منتظران مرحم زخم دل اوست
بر ظهور خلف منتظَرم گریه کنید

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387;ساعت 10:13;  توسط خادمين;  | 

سامرا اى شاهد شبهاى من

خوشه چين خرمن غمهاى من

 

مرغ دل از خاك تو پر مى‏كشد

جام كوچ سرخ را سر مى‏كشد

 

اينهمه غم كه دلم را پر نمود

قامت خورشيد را خم كرده بود

 

گاه رنجور از اسارت مى‏شدم

شاهد صدها جسارت مى‏شدم

 

گاه مى‏شد از جفاى ناكسان

مى‏شدم همخانه با درّندگان

 

مانده خورشيد توانم در شفق

نيست در عُمق نگاه من رمق

 

چار ساله كودكم با چشم زار

مى‏كشد در سجده هايش انتظار

 

او پرا ز احساس درد بى كسى است

اشك چشم او پراز دلواپسى است

 

ساقى يك جرعه آب زمزم است

زخم تشنه بودنم را مرهم است

 

مثل من كه خوانده‏ام او را به بر

فاطمه خوانده است او را پشت در

 

بر غريبى على مؤمن شده

شاهد جان دادن محسن شده

 

او كتاب پر ز درد فاطمه است

يوسف صحرا نوردِ فاطمه است

 

انتقام فاطمه در خشم اوست

ذوالفقار مرتضا در چشم اوست

 

او بود احياگر قرآن و حج

شيعيان اَلصّبر مِفْتاحُ الْفَرَج

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387;ساعت 9:38;  توسط خادمين;  |