حمزهاى مير و علمدار اُحد
سيد و سالار و سردار اُحد
اى يگانه پشتوان مصطفى
وى بلا گردان جان مصطفى
اى مدار غيرت و مردانگى
جان نثار حكمت و فرزانگى
اى صداى تو به خاطر ماندنى
وى ثناى تو به دوران خواندنى
اى حماسه ساز ميدان نبرد
در دفاع دين و عترت پايمرد
بازوانت حامى اسلام بود
هر زمان آماده اقدام بود
تا تو در خون تنت غلطان شدى
ميهمان حضرت جانان شدى
حملههاى رعد آسايت چه شد؟
آن رساى قد و بالايت چه شد؟
نعره اللَّه اكبرهاى تو
لرزه مىافكند بر اعداى تو
اى كمانت در كمين انتقام
وى كه تيغت بود بيرون از نيام
جاى تو خالى پس از مرگ من است
در كمين دين احمد دشمن است
گر تو بودى كِى على تنها شدى؟
كِى انيس فاطمه غمها شدى؟
گر تو بودى دست كين سيلى نداشت
باغ عصمت يك گل نيلى نداشت
حال روى خاك گلگون خفتهاى
پيش رويم غرق در خون خفتهاى
سخت باشد در كنار مقتلت
شرحه شرحه صورت و زخمى دلت
بسكه دارى زخم بر پيكر وفور
خواهرت را منع كردم از حضور
تا نبيند خواهرت در قتلگاه
غرق خون نعش تو را اى بيگناه
آه از احوال زينب دخترم
از براى داغهايش مضطرم
+
نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388;ساعت 8:3;
توسط خادمين; |