X
تبلیغات
مداحي مداحی***اینجاجایگاه بهشتیان است ،روضه خوانان حسین

مداحي
قالب وبلاگ
ستايشگري» و مدح اهل بيت (ع) از دير باز در فرهنگ شيعه ريشه داشته واز همان سالهاي .آغازين پيدايش اسلام، كار خود را شروع نموده است كه تاريخ به خوبي نمايان گراين مساله مي باشدو به عنوان يك رسالت تاريخي نسل به نسل تكرار گشته و به دست ما رسيده است.
اولين مداحان :

كميت بن زيد اسدي مداح سه امام
«كميت» يكي از شاعران معروف و بنام شيعي است كه در زمينه اهل بيت (ع) يد طولايي داشت.
اين شاعر با سه امام: سجاد(ع)، امام باقر(ع) و امام صادق(ع) هم دوره بوده اند.

اسماعيل حميري
او يكي ديگرازشعراي نام دارشيعي است كه اشعار و قصايد ماندگار در فضايل اهل بيت(ع) سروده كه مورد رضايت امام صادق (ع) واقع شده است.
ابوعلي دعبل خزاعي
« دعبل» نيز از شاعران جليل ا لقدر شيعي است كه در پرتوعنايات حضرت ثامن ا لحجج(ع) بوده وقصيده « مدارس آيات» او معروف است كه درمحضررئوفانه ي حضرت ، صبغه ي جاودانگي به خود گرفت وموردالطاف بزرگوارانه ي حضرت رضا(ع) واقع شد كه با اين بيت آغاز مي شود:

مدارس آيات خلت من تلاوه                    ومنزل وحي مقفرالعرصات

اين تاريخچه ي كوچكي بود ازاولين كساني كه درجرگه ي مداحي آ ل الله درآمدند كه بسياري ازآنان دراين راه به شهادت رسيدند.

شاعران شهيدي چون :
 كميت، ابن سكيت ، عبد الله بن عمار برقي ، علي بن عبدالله ، معروف به ناشي صغير ، احمد بن همداني ، شهيد اول و بسياري ديگر از مداحين كه به وسيله ي شكنجه، خوراندن سم ، در آوردن زبان از پشت سر، وسوزاندن، به خاطر مدح اهل بيت (ع) با فجيع ترين وضع در دولت عباسي ، به شهادت رسيدند وجان خودرا در پاي وصف معشوق خويش فدا ساختند.

شهيد غلامعلي رجبي:                                              
شاعرومداح عاشقي كه درمكتب درس پدرش مرحوم حاج حسن رجبي ساخته شده بودو جزارباب به چيزديگري فكرنمي كرد. ازكرامت او بس كه شعرهاي اوهنوز ورد زبان تمام زائران علي بن موسي ا لرضا(ع) است.

قربون كبوتراي حرمت                     قربون اين همه لطف و كرمت

آري در ايام مسلميه درگردان حضرت مسلم (ع) لشكر27محمد رسول الله (ص) درعمليات مرصاد به شهادت رسيد. مزاراين شهيد بزرگواردربهشت زهرا(س) قطعه ي سرداران مي باشد.

حاج جليل صا لحي :

متولد1325، اهل تبريز مداح و خادم قرآني است.اودريكي ازمحله هاي تبريزبه نام «قره آغاج» با پرورش هاي مذهبي والدين ، بويژه توجهات معنوي پدر بزرگوارش كه او نيز خادم اهل بيت بوده
باليده و رشد كرده است.
حاج جليل صالحي رمز موفقيت خود را در تربيت پذيري از والدين و نصيحت پذيري از بزرگان مي داند.

استاد علي اصغر فقيهي :
استاد علي فقيهي در سال 1336ه.ق. برابر با 1292در خانواده اي روحاني در قم زاده شد ، پدر او مرحوم شيخ ابوا لحسن فقيهي از مدرسان حوزه علميه قم و از شاگردان مرحوم آيت الله حاج شيخ
عبد الكريم حائري (ره) بود.

استاد علي اصغر فقيهي (ره) تقريبا تمام عمر با بركت خويش 90سال را صرف تحصيل و تدريس علوم يا تحقيق و بررسي نمود و آثار گران سنگ و ارزشمندي را بويژه در حوزه ي فرهنگ و
ادبيات و هنر آئيني به يادگار گذاشت . استاد علي اصغر فقيهي پس از عمري خدمات فرهنگي ارزشمند در زمينه ي شناخت فرهنگ و هنر آئيني ، در سن نود سالگي در گذشت.

حاج عباس رضا راد :
 در سال 1296هجري شمسي قدم به عرصه ي هستي گذاشت. تا زيستن زيبازيستن را سالياني به تجربه بنشيند و عشق و دلدادگي به آستان مراد وحقيقت وجود حضرت ابي عبدالله (ع) را ثمري حيات خويش قرار دهد.
سلوك عملي در طريقت عاشورا براي رسيدن به تعالي ومعرفت راستين، از ويژگيهاي بارز او بود. سال 1365سال با شكوهي براي او بود او عهده دار مسؤليت بزرگي مي شد. آن هم گرداندن
هيات رفع الله رايه ا لعباس.
غلامحسين خاكسار بختياري :
غلام حسين بختياري : مداح و شاعر اهل بيت ، در سال1303در خانواده اي مذهبي وعاشق ائمه اطهار به دنيا آمد، غلام حسين همزمان با رشد آگاهي هاي مذهبي ، با فراگيري شغل پدر(نقاشي) به
حرفه ي قاب سازي و شيشه بري نيز پرداخت، ودر كنار كسب روزي حلال مداحي خود را نيز در هيات هاي مذهبي آن زمان بخصوص عزاداران و سياهپوشان بارگاه امامزاده قاسم شميران ودربند ودزاشيب وچيذروتجريش ادامه داد.
آن پير فرهيخته كه در مكتب عشق به اهل بيت به فرزانگي رسيده بود پس از عمري ابراز ارادت برآستان جانان خويش دعوت وصال را پذيرفت و پس از طي يك بيماري و بيهوشي 38روزه در
18 ارديبهشت 1380دار فاني را وداع گفت.
حاج محمد باقر كوثر مدار :
وي در كانون خانواده ي مذهبي وولايي پرورش يافته ودراثرعشق بي كران مادر به اهل بيت ودرسايه توجهات خاص و تشويق هاي ممتد پدر بزرگوارش از همان كودكي به محافل و مجالس اهل بيت راه مي يابد، پير غلام سيد الشهداء حاج آقاي كوثر مدار پس از نيم قرن تجربه اندوزي در امر هيئت داري ، همت در امر توجه به جوانان واز همه مهمتر عرض ارادت به ساحت مقدس اهل بيت ، بويژه حضرت امام حسين (ع) هنوز هم دغدغه ي تحصيل وتدريس و تربيت جوانان و تربيت ولايي آنان را دارد.

احمد آروني كاشاني :

احمد آروني كاشاني متخلص به آرام دل آرام به ياد خدا اما بيقرار شيدا كه مرغ بي قرار محبتش پيوسته در گلستان اهل بيت (ع) نغمه هاي شعر مي سرايد ، در حدود 15سالگي سحر گاهي كه به
امر مادر براي خريدن نان از خانه بيرون مي رود چشمش به آسمان محبت خيره و جذبه هاي محبوب چنان در قلبش جلوه گر شد كه اولين بيت عشقش را چنين آغاز كرد:
دوست دارم كه تو اي دوست مرا دم بدهي.

حجت الاسلام و المسلمين سيد كاظم ارفع :                          

نويسنده واستاد حوزه ودانشگاه به سال1323در شهر تهران به دنيا آمد. از جمله آثار منتشر شده وي : ترجمه «نهج ا لبلاغه»،«آيات ا لولايه» ، «اخلاق در قرآن»«ترجمه ي صحيفه سجاديه» «ترجمه قرآن» ، «سيره ي عملي اهل بيت» و«اسماء ا لحسني» رامي توان نام برد.

استاد سيد مهدي چيتي :

 فرزند اصغر، در سال 1278ش در خانه اي قديمي در محله مير قطب يزد ديده به جهان گشود، استاد عاشق نقاشي بود، آثاراستاد شامل سه بخش است :
1- پرده هاي عاشورايي كه هيات هاي سينه زني در عزاداريها از آن استفاده مي كردنند.
2- تابلوهاي رنگ وروغن  3- مجموعه اي زيبا از تابلوهاي موزاييك آثار حجمي استاد در قالب مجسمه هاي نيم تنه از گچ، گل وسنگ است. مهمترين شاخص در آثاراستاد عشق است استاددرسن 104سالگي هنوزحرفهايي براي گفتن دارد حرفهايي نا مكرروتازه آياچيزي جزعشق است.
مرحوم حاج محمد حسن ثاني :
 در شهر مقدس قم در دامان مادري پاك وبا ايمان پرورش يافت ايشان مداحي را از سن 13سالگي آغاز كرد از مهم ترين رفتارهاي مرحوم ثاني، مداحي از روي عشق و علاقه بود وبس تا جايي كه
در طول دوران مديحه خواني ومرثيه سرايي او ديده نشد كه وجهي به خاطر اين كار تقبل كندو براين باور بود كه :
تو بندگي به گدايان به شرط مزد مكن                       كه خواجه ، خود روش بنده پروري داند

حاج يدالله علي شاهي :

حاج يدالله علي شاهي متولد 1281مردي كه بيش از يك قرن از زندگي سراپا عشق وعرض ارادت او به ساحت مقدس حضرت سيد ال شهداء مي گذرد، مردي كه بزرگ تكيه يزديهاست حاج يدالله
عليشاهي ميراث عشق به اهل بيت وخدمت به ايشان را از پدر بزرگوارش ميرزا عبد الحسن گرفته است حاج يدالله گنجينه اي از خاطرات و عنايات حضرت سيد الشهداء است و وجود او نيزگنجينه اي است براي همه ي هياتي ها.

مرحوم حاج حسن گودرزي :
مرحوم حاج حسن گودرزي مداح و ذاكر با اخلاق اهل بيت از ذاكران سر شناس ومحترم تهران بود. سالها در هيئت هاي فاطميه ، بني فاطمه و فاطميون حضور فعال داشت وجلسه اي براي آموزش مداحي تاسيس كرد كه اكنون به نام نوحه سرايان موسي بن جعفر (ع)فعاليت دارد. از دوستان هم دوره او مي توان مرحوم شيخ احمد كافي ، مرحوم حاج شاه حسين ، شيخ رضا سراج ، حاج محمد علي اسلامي اشاره كرد ، در سال 1307ودر سفر زيارتي امام رضا(ع) در مسير بازگشت از مشهد مقدس روز ولادت اميرا لمؤمنين(ع) وفات نمود ودر شب رحلت حضرت زينب به خاك سپرده شد.
[ یکشنبه نوزدهم مهر 1388 ] [ 10:23 ] [ خادمين ] [ ]

 طنين هق هق بادو فغان كوچه ي سرد

 صداي خنده ي نحس سواره اي ولگرد

 دوباره روضه ي تلخ طناب و دست امام

 زمانه مثل علي با شما چه بد تا كرد!؟

 در درون حجره عبا و عصاش جا مانده

 نكش!نه! محض رضاي خدا، نرو برگرد

 زبان به طعنه گشود آن نواده ي ابليس

 به اهل بيت نبي بارها جسارت كرد

 چقدر بي ادبانه!!! عزيز فاطمه را

 كشان كشان دل شب مجلس شراب آورد

 شكست حرمت موي سپيد آقايم

 كنار ميز قمار جماعتي نامرد

 همه نشسته و او ايستاده مي بيند

جنون رقص غرور دو طاس تخته ي نرد

[ شنبه هجدهم مهر 1388 ] [ 12:44 ] [ خادمين ] [ ]

پيربزرگ طايفه بود و كريم بود

 در اعتلاي نهضت جدش سهيم بود

 مسندنشين كرسي تدريس علم ها

 شايسته ي صفات حكيم وعليم بود

 نوح وخليل جمله مريدان مكتبش

 استاد درس حكمت و پند كليم بود

 بر مردمان تب زده ي شهر شرجي اش

 عطر مبارك نفسش چون نسيم بود

 زحمت كشيدو باغ تشيع شكوفه داد

 مسئول باغباني باغي عظيم بود

 قلبش شبيه شيشه ي تنگ بلور بود

 عمری به فکر نان شب هر یتیم بود

  از ابتداي كودكيش تا دم وفات

 نزديكي محله ي زهرا مقيم بود

 منت نهادو آمدو ما پيروش شديم

 امروز اگر نبود، شرايط وخيم بود

 تازه سروده ام غزل مدحتش ولي

 يادش ميان قافيه ها از قديم بود 

[ شنبه هجدهم مهر 1388 ] [ 12:43 ] [ خادمين ] [ ]
من انعکاس جلوه انوار کوثرم                          من حجت خدایم و از نسل حیدرم
گرچه ز زهر کینه به لب جان رسیده است             اما پر از شراره غمهای مادرم
از یک طرف شکسته پر داغ مادر و                   از یک طرف غمین قضایای دیگرم
چون شعله میکشید شراره ز خانه ام                    آمد به خاطرم غم جد مطهرم
دیدم در ازدحام شعله و مشغول در فرار        اطفال و کودکان هراسان و مضطرم
آمد به خاطر من غمدیده آنغروب             وقتی شکست حرمت یک صحن محترم
وقتی ندا رسید (علیکن بالفرار)                       وقتی که بود عمه من حافظ حرم
هر جا دوید یک گل قامت خمیده دید             از کودکان شنید فقط (عمه معجرم)

نصير حسني

[ شنبه هجدهم مهر 1388 ] [ 12:3 ] [ خادمين ] [ ]

من نه از زهر شرربار دلم میسوزد                که ز داغ در و دیوار دلم میسوزد
از تب زهر اگر پیکر من تیر کشد                    بخدا از غم مسمار دلم میسوزد
دشمنم برد مرا مثل علی از خانه                  آری از غصه دلدار دلم میسوزد
بسته شد دست منو خصم چو میبرد مرا          از غم حیدر کرار دلم میسوزد
هر زمان خاطره آتش و در زنده شود          از غم هیزم و اشرار دلم میسوزد
مادرم عصمت حق بود و تجلای عفاف          بین نامحرم و انظار دلم میسوزد
وای از آن لحظه که بیهوش میان کوچه      بود آن خسته و بیمار دلم میسوزد
هنر فضه و عشق علی و حفظ امام     زنده اش کرد و دوصد بار دلم میسوزد
در هجوم شرر و دود و چهل مرد پلید         یک تنه عصمت دادار دلم میسوزد
پهلوی زخمی و قد خم و بازوی کبود       وای کز پنجه و رخسار دلم میسوزد

به قلم نصير حسني

[ شنبه هجدهم مهر 1388 ] [ 11:53 ] [ خادمين ] [ ]
غروب سرخ نگاهش به رنگ ماتم بود 

غريب شهرِ خودش نه ، غريب عالم بود


چقدر روضة كرب و بلا بپا مي داشت ! 

به روي سر در خانه هميشه پرچم بود !


اگر چه زخم جگر تازه مي شد اما باز 

براي داغ دلش روضه مثل مرهم بود


هميشه در وسط كوچة بني هاشم 

پر از تلاطم اشكِ مصيبت و غم بود


شبي كه در تب آتش بهشت او مي سوخت 

شكسته قامت و آشفته حال و درهم بود


شتاب مركب و پاي برهنة آقا ! 

ميان كوچه زمين خوردنش مسلم بود


كبودِ زخمِ طناب و اسارت و غربت 

چقدر در نظرش كربلا مجسم بود


خلاصه لحظة‌ آخر ، زمان تدفينش 

بساط غسل و بساط كفن فراهم بود


در آن زمان به خدا هر دلي پريشانِ 

شهيد بي كفن واديِ محرّم بود


به زخم پيكر گل ، بوريا نمي پيچيد 

اگر كه پيرهن پاره پاره اي هم بود

[ شنبه هجدهم مهر 1388 ] [ 11:8 ] [ خادمين ] [ ]
مدينه گرمِ حضور معطرت آقا 

پر از شميم بهشت است معبرت آقا 


در آسمان دو عالم هميشه خورشيدي 

مدينه شرقِ طلوع منورت آقا 


تبرك است پر و بال آسمانيها 

به خاك خانة از خُلد ، بهترت آقا 


به لطف حضرت تو شيعه مانده ايم امروز 

به لطف نور تجليّ باورت آقا 


هنوز شيعه و « قالَ الإمامُ صادق » هست 

كنارِ چشمة جاريّ‌ كوثرت آقا 


هزار طالب علم و حكيم و عالم هم 

نبود درخور آن شأن و محضرت آقا 


و ديده ايم به وقت جهاد انديشه 

هزار مرتبه ما فتح خيبرت آقا 



سبد سبد گل لاله به باغِ دل دارم 

به احترام دل داغ پرورت آقا 


فداي آن همه اندوه و خسته حاليتان 

فداي منظرة گريه آورت آقا 


نبود غيرِ گلِ آه و غنچة شيون 

به باغِ بغضِ گلوگيرِ حنجرت آقا 


چه كرد با دل تو كوچة بني هاشم 

كه غرقِ خون جگر بود ساغرت آقا 


اگر بهشت تو آتش گرفت نيمة شب 

نبوده غيرِ همان ارث مادرت آقا 


در آن شبي كه تو را پا برهنه مي بردند 

بهشت عاطفه ها بود پرپرت آقا 


چقدر بر دلتان داغ مانده از اين غم : 

طناب و كوچه و دست مطهرت آقا 


من از حضور شريفت اجازه مي خواهم 

كه روضه خوان شوم امشب برابرت آقا 

 

اگر چه حرمتتان را شكسته اند آن شب 

نبسته اند ولي دست خواهرت آقا 


چه خوب شد كه نشد در حريم خانة تان 

كبود ، چهرة معصوم دخترت آقا 


به حرمت لب تو ، چوب پا نزد آنجا 

و داغ نعل نديده است پيكرت آقا 


گل گلوي تو را دشنه اي نبوسيده 

و ماهِ نيزه نشينان نشد سرت آقا

[ شنبه هجدهم مهر 1388 ] [ 11:2 ] [ خادمين ] [ ]

همان امام غریبی که شانه اش خم بود

به روی شانه ی پیرش غم دو عالم بود

میان صحن حسینیه ی دو چشمانش

همیشه خاطره ی ظهر یک محرم بود

دل شکسته ی او را شکسته تر کردند

شبیه مادر مظلومه اش پر از غم بود

اگر تمام ملائک زگریه می مردند

به پای خانه ی آتش گرفته اش کم بود

حدیث حرمت او را به زیر پا بردند

اگر چه آبروی خاندان آدم بود

شتاب مرکب و بند و تعلل پایش

زمینه های  زمین خوردنش فراهم بود

مدینه بود و شرر بود و خانه ای ساده

چه خوب می شد اگر یک کمی حیا هم بود

امان نداشت که عمامه ای به سر گیرد

همان امام غریبی که شانه اش خم بود

[ شنبه هجدهم مهر 1388 ] [ 10:40 ] [ خادمين ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

اين وبلاگ تقديم به پيشگاه فرزندان حضرت زهرا(س) واساتيدم ونوكران حقيقي آستان اهل بيت(ع) ان شاءا... بنده حقير وخانواده ام را از دعاي خير خود فراموش نفرماييد.
*************************
با نظرات سازنده خود ما را در هرچه بهتر شدن اين وبلاگ ياري نمائيد
*************************
نـوكـر حـضـرت زيـنـب(سلام الله)
مــسـعــود مـهـرجــو
امکانات وب
آهنگ پیشواز با صدای حاج مسعود مهرجو همراه اول30509" وکدهای ایرانسل <5514731> < 5514732 > <5514733> <5514734> <5514735> <5514736> <5514737> < 5514738 > <5515635> <5515636> <5515637> <5515638> <5515702> <5515703> <5515703> <5515704> <5515705 با خطوط ایرانسل کدهای بالا را به 7575 ارسال نمایید