پيربزرگ طايفه بود و كريم بود
در اعتلاي نهضت جدش سهيم بود
مسندنشين كرسي تدريس علم ها
شايسته ي صفات حكيم وعليم بود
نوح وخليل جمله مريدان مكتبش
استاد درس حكمت و پند كليم بود
بر مردمان تب زده ي شهر شرجي اش
عطر مبارك نفسش چون نسيم بود
زحمت كشيدو باغ تشيع شكوفه داد
مسئول باغباني باغي عظيم بود
قلبش شبيه شيشه ي تنگ بلور بود
عمری به فکر نان شب هر یتیم بود
از ابتداي كودكيش تا دم وفات
نزديكي محله ي زهرا مقيم بود
منت نهادو آمدو ما پيروش شديم
امروز اگر نبود، شرايط وخيم بود
تازه سروده ام غزل مدحتش ولي
يادش ميان قافيه ها از قديم بود
+
نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388;ساعت 12:43;
توسط خادمين; |