تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

مداحي



مقام معظم رهبري در ديدار مداحان فرمودند: مداح بايد سه چيز داشته باشد و در عين حال نبايد داشته باشد! يعني هم بودنش مفيد است و هم مضر! اولين مورد، صداي مداح است که ابزار مهم مداحي است که صداي خوب براي مداحي مفيد است آما از طرفي اگر مداحي فقط به صداي خوبي که دارد تکيه کند، اين مضر است .


دومين مورد، جمال و ظاهر است.  يک مداح بايد به لباس و وضع ظاهري خودش اهميت بدهد مثلا نوع لباس در عزاداري با مولودي ها متفاوت باشدو ... اين خوب است اما مداحي پيدا شود که فقط با قيافه و ظاهر خوبي که دارد مخاطب جمع کنه ، اصلا خوب نيست.


سومين مورد از فرمايشات رهبري ، مسئله مالي است .مداحي به هيچ عنوان نبايد شغل يک مداح باشد بلکه بايد تمکن مالي داشته باشد که اين مورد هم مثل موارد ديگر هم خوبه و هم بد!

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388;ساعت 11:11;  توسط خادمين;  | 

مداحي و غنا

 

يكي ازآفات مداحي ،غناي كاذب است كه بسيار سراغ يك مداح اهل بيت مي آيد .وبه علت پيدا كردن اين حالت ،استفاده واستماع او از منبر وديگر ذاكرين اهل بيت (ع) كم مي شود.وخيلي اوقات باعث اين مي شود كه انسان فكر كند ديگر به نقطه ي اوج رسيده است ولي با توجه به حالت بزرگان دين و اشارات مقام معظم رهبري در مورد مداحي اهل بيت (ع) اين درس گرفتن وپيشرفت داشتن وكامل تر

شدن حد ندارد وهر چه تلاش بيشتري داشته باشيم نتيجه بهتري بدست خواهيم آورد

علت غناي كاذب ،بعضي اوقات تقرب است بدين معني كه وقتي اذن خواندن وحصور به ما داده شد ديگر براي ما توهّم ايجاد شود كه ما به جايي كه مي خواستيم رسيديم وديگر از محضر اساتيد وبزرگترها استفاده لازم را نبريم .راه مبتلا نشدن به اين آفت اين است كه همواره بزرگان كه در اين راه بوده اند وهستند را الگو قرار داده وببينيم كه هنوز آنها هم در راه تكامل مقام نوكري اهل بيت  تلاش  دارن

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388;ساعت 11:5;  توسط خادمين;  | 

ستايشگري» و مدح اهل بيت (ع) از دير باز در فرهنگ شيعه ريشه داشته واز همان سالهاي .آغازين پيدايش اسلام، كار خود را شروع نموده است كه تاريخ به خوبي نمايان گراين مساله مي باشدو به عنوان يك رسالت تاريخي نسل به نسل تكرار گشته و به دست ما رسيده است.
اولين مداحان :

كميت بن زيد اسدي مداح سه امام
«كميت» يكي از شاعران معروف و بنام شيعي است كه در زمينه اهل بيت (ع) يد طولايي داشت.
اين شاعر با سه امام: سجاد(ع)، امام باقر(ع) و امام صادق(ع) هم دوره بوده اند.

اسماعيل حميري
او يكي ديگرازشعراي نام دارشيعي است كه اشعار و قصايد ماندگار در فضايل اهل بيت(ع) سروده كه مورد رضايت امام صادق (ع) واقع شده است.
ابوعلي دعبل خزاعي
« دعبل» نيز از شاعران جليل ا لقدر شيعي است كه در پرتوعنايات حضرت ثامن ا لحجج(ع) بوده وقصيده « مدارس آيات» او معروف است كه درمحضررئوفانه ي حضرت ، صبغه ي جاودانگي به خود گرفت وموردالطاف بزرگوارانه ي حضرت رضا(ع) واقع شد كه با اين بيت آغاز مي شود:

مدارس آيات خلت من تلاوه                    ومنزل وحي مقفرالعرصات

اين تاريخچه ي كوچكي بود ازاولين كساني كه درجرگه ي مداحي آ ل الله درآمدند كه بسياري ازآنان دراين راه به شهادت رسيدند.

شاعران شهيدي چون :
 كميت، ابن سكيت ، عبد الله بن عمار برقي ، علي بن عبدالله ، معروف به ناشي صغير ، احمد بن همداني ، شهيد اول و بسياري ديگر از مداحين كه به وسيله ي شكنجه، خوراندن سم ، در آوردن زبان از پشت سر، وسوزاندن، به خاطر مدح اهل بيت (ع) با فجيع ترين وضع در دولت عباسي ، به شهادت رسيدند وجان خودرا در پاي وصف معشوق خويش فدا ساختند.

شهيد غلامعلي رجبي:                                              
شاعرومداح عاشقي كه درمكتب درس پدرش مرحوم حاج حسن رجبي ساخته شده بودو جزارباب به چيزديگري فكرنمي كرد. ازكرامت او بس كه شعرهاي اوهنوز ورد زبان تمام زائران علي بن موسي ا لرضا(ع) است.

قربون كبوتراي حرمت                     قربون اين همه لطف و كرمت

آري در ايام مسلميه درگردان حضرت مسلم (ع) لشكر27محمد رسول الله (ص) درعمليات مرصاد به شهادت رسيد. مزاراين شهيد بزرگواردربهشت زهرا(س) قطعه ي سرداران مي باشد.

حاج جليل صا لحي :

متولد1325، اهل تبريز مداح و خادم قرآني است.اودريكي ازمحله هاي تبريزبه نام «قره آغاج» با پرورش هاي مذهبي والدين ، بويژه توجهات معنوي پدر بزرگوارش كه او نيز خادم اهل بيت بوده
باليده و رشد كرده است.
حاج جليل صالحي رمز موفقيت خود را در تربيت پذيري از والدين و نصيحت پذيري از بزرگان مي داند.

استاد علي اصغر فقيهي :
استاد علي فقيهي در سال 1336ه.ق. برابر با 1292در خانواده اي روحاني در قم زاده شد ، پدر او مرحوم شيخ ابوا لحسن فقيهي از مدرسان حوزه علميه قم و از شاگردان مرحوم آيت الله حاج شيخ
عبد الكريم حائري (ره) بود.

استاد علي اصغر فقيهي (ره) تقريبا تمام عمر با بركت خويش 90سال را صرف تحصيل و تدريس علوم يا تحقيق و بررسي نمود و آثار گران سنگ و ارزشمندي را بويژه در حوزه ي فرهنگ و
ادبيات و هنر آئيني به يادگار گذاشت . استاد علي اصغر فقيهي پس از عمري خدمات فرهنگي ارزشمند در زمينه ي شناخت فرهنگ و هنر آئيني ، در سن نود سالگي در گذشت.

حاج عباس رضا راد :
 در سال 1296هجري شمسي قدم به عرصه ي هستي گذاشت. تا زيستن زيبازيستن را سالياني به تجربه بنشيند و عشق و دلدادگي به آستان مراد وحقيقت وجود حضرت ابي عبدالله (ع) را ثمري حيات خويش قرار دهد.
سلوك عملي در طريقت عاشورا براي رسيدن به تعالي ومعرفت راستين، از ويژگيهاي بارز او بود. سال 1365سال با شكوهي براي او بود او عهده دار مسؤليت بزرگي مي شد. آن هم گرداندن
هيات رفع الله رايه ا لعباس.
غلامحسين خاكسار بختياري :
غلام حسين بختياري : مداح و شاعر اهل بيت ، در سال1303در خانواده اي مذهبي وعاشق ائمه اطهار به دنيا آمد، غلام حسين همزمان با رشد آگاهي هاي مذهبي ، با فراگيري شغل پدر(نقاشي) به
حرفه ي قاب سازي و شيشه بري نيز پرداخت، ودر كنار كسب روزي حلال مداحي خود را نيز در هيات هاي مذهبي آن زمان بخصوص عزاداران و سياهپوشان بارگاه امامزاده قاسم شميران ودربند ودزاشيب وچيذروتجريش ادامه داد.
آن پير فرهيخته كه در مكتب عشق به اهل بيت به فرزانگي رسيده بود پس از عمري ابراز ارادت برآستان جانان خويش دعوت وصال را پذيرفت و پس از طي يك بيماري و بيهوشي 38روزه در
18 ارديبهشت 1380دار فاني را وداع گفت.
حاج محمد باقر كوثر مدار :
وي در كانون خانواده ي مذهبي وولايي پرورش يافته ودراثرعشق بي كران مادر به اهل بيت ودرسايه توجهات خاص و تشويق هاي ممتد پدر بزرگوارش از همان كودكي به محافل و مجالس اهل بيت راه مي يابد، پير غلام سيد الشهداء حاج آقاي كوثر مدار پس از نيم قرن تجربه اندوزي در امر هيئت داري ، همت در امر توجه به جوانان واز همه مهمتر عرض ارادت به ساحت مقدس اهل بيت ، بويژه حضرت امام حسين (ع) هنوز هم دغدغه ي تحصيل وتدريس و تربيت جوانان و تربيت ولايي آنان را دارد.

احمد آروني كاشاني :

احمد آروني كاشاني متخلص به آرام دل آرام به ياد خدا اما بيقرار شيدا كه مرغ بي قرار محبتش پيوسته در گلستان اهل بيت (ع) نغمه هاي شعر مي سرايد ، در حدود 15سالگي سحر گاهي كه به
امر مادر براي خريدن نان از خانه بيرون مي رود چشمش به آسمان محبت خيره و جذبه هاي محبوب چنان در قلبش جلوه گر شد كه اولين بيت عشقش را چنين آغاز كرد:
دوست دارم كه تو اي دوست مرا دم بدهي.

حجت الاسلام و المسلمين سيد كاظم ارفع :                          

نويسنده واستاد حوزه ودانشگاه به سال1323در شهر تهران به دنيا آمد. از جمله آثار منتشر شده وي : ترجمه «نهج ا لبلاغه»،«آيات ا لولايه» ، «اخلاق در قرآن»«ترجمه ي صحيفه سجاديه» «ترجمه قرآن» ، «سيره ي عملي اهل بيت» و«اسماء ا لحسني» رامي توان نام برد.

استاد سيد مهدي چيتي :

 فرزند اصغر، در سال 1278ش در خانه اي قديمي در محله مير قطب يزد ديده به جهان گشود، استاد عاشق نقاشي بود، آثاراستاد شامل سه بخش است :
1- پرده هاي عاشورايي كه هيات هاي سينه زني در عزاداريها از آن استفاده مي كردنند.
2- تابلوهاي رنگ وروغن  3- مجموعه اي زيبا از تابلوهاي موزاييك آثار حجمي استاد در قالب مجسمه هاي نيم تنه از گچ، گل وسنگ است. مهمترين شاخص در آثاراستاد عشق است استاددرسن 104سالگي هنوزحرفهايي براي گفتن دارد حرفهايي نا مكرروتازه آياچيزي جزعشق است.
مرحوم حاج محمد حسن ثاني :
 در شهر مقدس قم در دامان مادري پاك وبا ايمان پرورش يافت ايشان مداحي را از سن 13سالگي آغاز كرد از مهم ترين رفتارهاي مرحوم ثاني، مداحي از روي عشق و علاقه بود وبس تا جايي كه
در طول دوران مديحه خواني ومرثيه سرايي او ديده نشد كه وجهي به خاطر اين كار تقبل كندو براين باور بود كه :
تو بندگي به گدايان به شرط مزد مكن                       كه خواجه ، خود روش بنده پروري داند

حاج يدالله علي شاهي :

حاج يدالله علي شاهي متولد 1281مردي كه بيش از يك قرن از زندگي سراپا عشق وعرض ارادت او به ساحت مقدس حضرت سيد ال شهداء مي گذرد، مردي كه بزرگ تكيه يزديهاست حاج يدالله
عليشاهي ميراث عشق به اهل بيت وخدمت به ايشان را از پدر بزرگوارش ميرزا عبد الحسن گرفته است حاج يدالله گنجينه اي از خاطرات و عنايات حضرت سيد الشهداء است و وجود او نيزگنجينه اي است براي همه ي هياتي ها.

مرحوم حاج حسن گودرزي :
مرحوم حاج حسن گودرزي مداح و ذاكر با اخلاق اهل بيت از ذاكران سر شناس ومحترم تهران بود. سالها در هيئت هاي فاطميه ، بني فاطمه و فاطميون حضور فعال داشت وجلسه اي براي آموزش مداحي تاسيس كرد كه اكنون به نام نوحه سرايان موسي بن جعفر (ع)فعاليت دارد. از دوستان هم دوره او مي توان مرحوم شيخ احمد كافي ، مرحوم حاج شاه حسين ، شيخ رضا سراج ، حاج محمد علي اسلامي اشاره كرد ، در سال 1307ودر سفر زيارتي امام رضا(ع) در مسير بازگشت از مشهد مقدس روز ولادت اميرا لمؤمنين(ع) وفات نمود ودر شب رحلت حضرت زينب به خاك سپرده شد.
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388;ساعت 10:23;  توسط خادمين;  | 

فرازهایی از بیانات آیت الله وحید خراسانی در ديدار با مداحان

آيت‌الله وحيد خراسانی: نغمه‌های نامناسب و آهنگ‌های مبتذل از آفات عزاداری‌ است.


آيت‌الله العظمی وحيد خراسانی گفت: نغمه‌های سبك و نامناسب و آهنگ‌های مبتذل از آفات عزاداری است، اين مراسم‌ بايد بر طبق روش سلف صالح، همان گونه با اخلاص، تقوا و پاكی همراه باشد.
به نقل از روابط عمومی سازمان تبليغات اسلامی، آيت‌الله العظمی «حسين وحيد خراسانی» نيز در ديدار مسئولان شورای هيئت‌های مذهبی با ايشان، گفت: مداحان مراقب باشند به عظمت اهل بيت (ع) ضربه نزنند.
وی در ادامه تصريح كرد:‌ نغمه‌های سبك و نامناسب و آهنگ‌های مبتذل از آفات عزاداری است. اين مراسم‌ بايد بر طبق روش سلف صالح، همان گونه با اخلاص، تقوا و پاكی همراه باشد. 
ایشان با بيان اينكه برنامه‌های دسته‌های عزاداری بايد توام با تقوا باشد، تاكيد كرد: عزاداری‌ها بايد طبق روش‌ها و سنت‌های گذشته باشد.
اين مرجع تقليد خطاب به مسئولان شورای هيئت‌های مذهبی يادآور شد: هيئت‌های مذهبی در ماه های محرم و صفر هنگام سوگواری از آفات عزاداری دوری كنند.
آيت‌الله وحيد خراسانی در ارتباط با مداحان و سبك‌های مورد استفاده از سوی آنها، ‌بيان داشت: مداحان بايد از اجرای آهنگ‌ها و سبك‌هايی كه طرب‌انگيز است خودداری كنند.
اين مرجع تقليد در ادامه با اشاره به رسالت همه پيامبران الهی (ع) مينی بر رساندن انسان به مقام معرفت و عبادت خداوند، گفت: معرفت و عبادت مقدمه همه بساط خلقت است. گرياندن مردم كار عظيمی است و مداح در صورت داشتن اخلاص و معرفت می‌تواند مردم را به بحث توحيد و معرفت دعوت كند.
آيت‌الله وحيد خراسانی در ادامه تصريح كرد: بايد تلاش كنيم تا مقام والای امام حسين (ع) را بشناسيم و برای قرار گرفتن در دستگاه سيدالشهدا (ع) نيازمند خلوص، صفا، تقوا و پاكی عمل هستيم چرا كه دستگاه ايشان دستگاه قرب به خداست.
وی تأكيد كرد: اگر عمل توام با تقوا و اخلاص باشد می‌توان در زمره ياران حضرت امام حسين (ع) قرار گرفت.
اين مرجع تقليد همچنين خطاب به حاضران گفت: كار شما مهم است اما مسئولان هيئت‌ها بايد مراقب باشند كه برنامه‌هايشان به گونه‌ای نباشد كه دختران و پسران يكديگر را تماشا كنند كه اين مسئله از آفات هيئت‌هاست.
آيت‌الله وحيد خراسانی همچنين متذكر شد: يك مداح بايد رعايت برخی مسائل را داشته باشد چرا كه اسم او در دفتر سيدالشهدا ثبت می‌شود. گرياندن مردم كار عظيمی است و مداح در صورت داشتن اخلاص و معرفت می‌تواند مردم را به بحث توحيد و معرفت دعوت كند.
وی با بيان اين كه شما مداحان اگر با اخلاص و نيت پاك مجالس عزداری را برگزار كنيد نام شما در فهرست صديقه كبری(س) قرار می‌گيرد، افزود: شما مداحان بايد بدانيد كه منصب مهمی داريد و دسته‌های عزاداری‌های شما اگر درست برگزار شود، مرهمی بر جراحت‌های ائمه خواهد بود.

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان 1387;ساعت 10:42;  توسط خادمين;  | 

شيفته»، تخلص عزيزالله مباركي از شاعران و مداحان اهل‌بيت علیه‌السلام و باعث و باني «انجمن ادبي علي علیه‌السلام، حلال مشكلات» است.
روزي با او به صحبت و گفت‌وگو نشستم كه كمتر كسي را مي‌شناخت. بيماري لعنتي، حسابي او را از پا انداخته بود و حالا، مردي كه به قامت استوار و چرخيدن در گود زورخانه مشهور بود، كنج خانه، اسير بستر بيماري بود. سرطان، سكته مغزي و دردهاي ديگر، جان «شيفته» را نشانه گرفته بود و او، خسته و غمزده از بي‌كسي و بي‌همنفسي، حتي ناي گلايه از دوستان و همكارانش را هم نداشت.
عزيزالله مباركي، شاعر و مداح اهل بيت علیه‌السلام، از آن روزي كه با او در اتاق بي‌رياي خانه‌اش به مصاحبه نشستم، فقط دو سال ديگر دوام آورد و پرونده دنيايي‌اش، پس از چند سال درد و رنج بسته شد و حدود یک سال پيش به ارباب بي‌كفنش پيوست.
شايد اين گفت‌ و شنود، خاطره‌انگيزترين كار مطبوعاتي من باشد. شما هم بخش‌هايي از آن مصاحبه را بخوانيد:
«بالله كه شيفته، سخن دلرباي را
از مكتب امام حسن عسگري گرفت»
«شيفته»، تخلص عزيزالله مباركي از شاعران و مداحان اهل‌بيت علیه‌السلام و باعث و باني «انجمن ادبي علي علیه‌السلام، حلال مشكلات» است.محمدمهدي مباركي، كوچك‌ترين فرزندش مي‌گويد: «پدرم در سال 0131 در محله اصفهانك تهران در خانواده‌اي رعيت متولد شد. پدري مؤمن داشت و مادري سيده. پدربزرگ و مادربزرگم، پدرم را در 32 سالگي به كلاس مداحي گذاشتند و 71 سال بعد، او پرچم جامعه مداحان شرق تهران را به دست گرفت.»محمد مهدي در كنار پدرش، روي تخت نشسته است، دستي روي شانه پدر گذاشته و سئوالات ما را با صداي بلند به او انتقال مي‌دهد. چون حال پدر خوب نيست، خودش از پدرش مي‌گويد: «يك سال از عمل حاج آقا گذشته بود كه به آقا امام رضا علیه‌السلام توسل كرديم و با مادر و خواهرم به زيارت رفتيم. 01 دقيقه مانده بود هواپيما بنشيند كه حاج آقا گفت: «من شعري را روي پاكت هواپيمايي نوشته‌ام.»
من ز تهران با دلي پرغصه اينجا آمدم
بهر درمان دلم از سوي تهران آمدم
يا رضا، جان جواد و مادرت
شفا بده اين نوكرت.
كه خب، اين شعر در آن شرايط استثنايي و زمان بيماري سروده شده بود، اما صفاي خودش را داشت. از هواپيما پياده شديم. يك شب در هتل بوديم و وقتي صبح شد به زيارت آقا امام رضا علیه‌السلام رفتيم و بعد به تهران برگشتيم. وقتي كه براي عكس سر حاج آقا به بيمارستان نيروي هوايي رفتيم، پزشكان گفتند كه عكس‌ سر او را نخواسته‌ايم، عكس حاج آقا را خواسته‌ايم. بعد گفتند كه غده سر حاج آقا آب شده است.»همسر عزيز‌الله، زني آرام و مهربان است. او هم از معجزات مي‌گويد و از واقعيات تاريخي، اما مباركي بيشتر شعر مي‌خواند.
صديقه‌اي كه خلقت هستي ز هست اوست
چشم اميد خلق دو عالم به دست اوست
چون مدح وي به سوره كوثر خدا كند
گويم هر آنچه ز وضعش شكست اوست.
او شعرها را به زحمت به خاطر مي‌آورد. شعر كه تمام مي‌شود، نگاهش را عميق مي‌كند و ديگر حرفي نمي‌زند، اما محمدمهدي حرف مي‌زند. او از مادرش تعريف مي‌كند و مي‌گويد: «ما كه مرد هستيم، نمي‌توانيم از پس پدرمان برآييم، ولي مادرمان با تمام بي‌خوابي‌اش از عهده كارهاي ايشان بر مي‌آيند.»همسر حاج عزيزالله، او را استاد صدا مي‌زند و مي‌گويد: «از كودكي ورزش مي‌كرده و در زورخانه «ميان‌دار» بوده است.»مي‌گويد كه در زورخانه بيشتر مدح مولا مي‌خوانده، اما حالا با آن همه هيبت و احترام، ديگر شعري به ياد نمي‌آورد تا بخواند.بلافاصله محمد مهدي شعري از او مي‌خواند:
اي دست خدا، گره ز كارم وا كن
صدام لعين را به جهان رسوا كن
جان حسن و حسين و زهرا و بتول
تذكره كربلاي ما امضا كن
حالا ديگر عزيزالله مباركي با شنيدن اين شعرها، چيزهايي را به ياد مي‌آورد: «وقتي كه امام خميني آمد، همه چيز عوض شد. خدا هم به من كمك كرد. من هم شعر مي‌خواندم و هم گريه مي‌كردم. وقتي امام آمد، در فرودگاه بودم.
مژده اي دل كه خميني ز سفر مي‌آيد
ز سفر باز همان فرّ بشر مي‌آيد»
دوباره مكث مي‌كند و نگاهش عميق مي‌شود. انگار به گذشته‌اي دور فكر مي‌كند كه همسرش مي‌گويد: «قبل از انقلاب يك شب ريختند به خانه‌مان و آقاي مباركي را با پسرم گرفتند. پلاك كوچه را هم كندند و گفتند كه چرا شما پلاك كوچه وليعهد را كنده‌ايد و اسم «شيفته» را گذاشته‌ايد. ساواك، حاج آقا را خيلي اذيت كرده بود.»
حاج آقا چيزهايي به ياد مي‌آورد كه مي‌گويد: «يكي از برادران من از قم تلفن زد و گفت كه امام را به زندان برده‌اند. صبح شد، بلندگو را روشن كردم. داد و هوار زدم كه اي مردم! امام را گرفته‌اند. ديدم كه چند صد نفر جمع شدند. ساواك ترسيد و ما را بازداشت كرد.
الا خميني، اي در رگ تو خون حسين
كه در شجاعت و غيرت نباشدت شأني
صرير موسي جعفر تويي و چون پدرت
غمت نباشد اگر گشته‌اي تو زنداني»
بعد، آرام مي‌گويد: «شعر را دوست دارم.»
حاج آقا مباركي از نصرالله مرداني ياد مي‌كند و از سهيل محمودي: «سهيل محمودي آن قدر بي‌رياست كه با خانواده‌اش به خانه ما مي‌آيد. آقاي طايي و آقاي متين هم از انجمن تهران به اينجا مي‌آيند. آقاي نيكو همت، رئيس انجمن هم گاهي.»محمد مهدي از همه گله دارد. او مي‌گويد: «وقتي كه حاجي سالم بود، ما نمي‌ديدیمش. او مشكلات مردم را حل مي‌كرد و به آنها مي‌رسيد، اما حالا ارتباط‌ها، چه مردمي و چه دولتي، قطع شده است. حتي مداحان هم به ايشان سر نمي‌زنند. باز، لوطي‌ها و بچه‌هاي باغ فردوس مي‌آيند.»همسر آقاي مباركي هم دوباره به حرف مي‌آيد: «خانه ما همگاني است.»ديگر چايمان سرد شده. يكي از دختران حاج آقا، چاي ديگري برايمان مي‌آورد. او هم از هزينه‌هاي بيمارستان و مراكز دولتي گله مي‌كند. مباركي گاهي دراز مي‌كشد و گاهي خود را با زحمت زياد بالا مي‌كشد و روي تخت مي‌نشيند، شعري مي‌خواند و دوباره آرام مي‌گيرد. خيلي به زحمت شعرهايش را به ياد مي‌آورد. بيشتر فكر مي‌كند و با تنها چشم بازش به من مي‌نگرد. نمي‌دانم چطور مي‌توانم به او كمك كنم تا شعري به يادش بيايد. همسر عزيزالله، سه دفتر شعر از اشعار آقاي مباركي را به من مي‌دهد، اما اصلاً وقتي براي تورق آنها نيست، چون حاج آقا گاهي چيزي را به ياد مي‌آورد. اين بار مي‌گويد: «اوايل، خانه‌مان پر بود از شاعر و مداح، ولي الآن انجمن فقط دو عضو دارد، يكي من و يكي آقاي قاضي كه نگذاشته چراغ انجمن خاموش شود.»فرصت مي‌كنم تا در ميان اشعار او غوطه‌ور شوم. از غزليات مي‌خوانم:
«پشت پا گر به همه هستي دنيا زده‌ايم
دست رد بر جم و بر قيصر و كسري زده‌ايم
از پريشاني دل هيچ نشد كم آخر
شانه هرچند بر آن زلف چليپا زده‌ايم
تا كه آريم بكف گوهر مقصود ز جان
دل چو غواص شب و روز به دريا زده‌ايم
همه شب تا به سحر گرم مناجات و دعا
روزها از غم دل خيمه به صحرا زده‌ايم
من و بلبل به گلستان و چمن فصل بهار
خنده بر زاغ سيه چهره رسوا زده‌ايم
همه دم مورد الطاف خدائيم ز مهر
دم چو ما از علي عالي اعلا زده‌ايم
تا به سر منزل ياران صديق آمده‌ايم
دشمن دوست نما را به جهان وا زده‌ايم
شده‌ايم از دل و جان «شيفته» عشق علي
دست حاجت همه بر دامن مولا زده‌ايم
«يا علي» ذكر خانواده مباركي است. «يا علي» مي‌گوييم و بلند مي‌شويم. دست «شيفته» را مي‌فشاريم و برايش آرزوي سلامتي مي‌كنيم، اما وقتي كه در واپسين روزهاي پاييز 85، خبر درگذشت او را مي‌شنوم، ياد شعرهايي مي‌افتم كه در سينه او باقي ماند و در دل سرد خاك، لوحي از نور شد. حالا ديگر، نه مباركي در ميان ماست و نه طايي شميراني، شاعر بزرگي كه شيفته، او را سعدي معاصر مي‌خواند.
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387;ساعت 10:49;  توسط خادمين;  | 

مرحوم سید عباس جوادی

اینکه مداح، چطور مخاطب و نیاز مجلس را بشناسد، بستگی به ذکاوت و هوش او دارد، بعضی از مداحان نوع ارتباط با مردم را می شناسند. این کار یک نوع ذکاوت فطری می خواهد، بقیه اش هم آموختن است. عزیزان باید مطالعه کنند، به معانی اشعار مسلط باشند و مطابق فضای غالب مجلس، شعر و روضه بخوانند. مهم ترین آفت، از میان رفتن اخلاص است. اگر کسی به اندازه ی ذره ای به فکر خودنمایی بیفتد، اگر کمی از اخلاصش کاسته شود، کارش تمام است. از آن گذشته، عزیزان نباید برای گریاندن مردم، روضه ی دروغ بخوانند و نسبت های غلط به اهل بیت (ع) بدهند. باید اصل مقاتل و کتب مرجع درباره ی اهل بیت (ع) را مطالعه کنند و ذره ای از مرز واقعیت خارج نشوند. می توانند از کتاب هایی مثل منتهی الامال، لهوف، مقتل الحسین (ع) و ... استفاده کنند. آنچه از طرف ائمه وارد شده، آن را بگویند. شاعران اهل بیت (ع) هم دقت کنند شعری که می گویند، مشتق از فرمایش ائمه باشد.

اصولاً در هر کاری اگر عشق و علاقه باشد، کار به جایی می رسد. آدم وقتی علاقه مند باشد، هر سختی ای را تحمل می کند. نکته ی دیگر اینکه عزیزان ارتباط خود را با علما و روحانیون زیاد کنند و سعی کنند معارف دین را از آنها بیاموزند. باید اشعار پرمعنایی بخوانند و مفاهیم را به خوبی به مستمعان خود منتقل کنند و از این طریق فرهنگ اهل بیت (ع) را به مردم برسانند، فکر گرفتن و نگرفتن مجلس هم نباشد، اگر نیتشان را برای خدا خالص کنند، بقیه ی چیزها خودش درست می شود.

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387;ساعت 14:27;  توسط خادمين;  | 

حاج محمدرضا طاهری

 

اصل و اساس مداحی، عنایت اهل بیت (ع) است، اما آموزش هم چیزی نیست که بتوان از آن غافل شد. خیلی از جوان ها استعداد و صدای خوبی دارند، اما باید به دنبال یک استاد خوب و کسی که بتواند راه درست را به آنها نشان بدهد، بگردند.

 

توصیه به علاقه مندان

لوازم کار مداحی چند چیز است، صدای خوب، استعداد، درک خوب و ادای خوب مفاهیم شعری، مطالعه در تاریخ و سیره ی اهل بیت (ع) و ... اگر جوانی همت و استعداد را در خودش می بیند، باید بگردد و استاد خوبی پیدا کند. باید ببیند سبک و صدای کدام مداح و استاد با او تناسب دارد.

 

اما مداحی چیزهای دیگری هم لازم دارد:

اول، اخلاص است که باید یک مداح خوب در خودش ایجاد کند.

دوم، داشتن توسل همیشگی به اهل بیت (ع) است. عزیزان باید همیشه خودشان را بر در این خانه ناچیز بدانند و همه چیز را از عنایات اهل بیت (ع) ببینند.

سومین عنصر حیاتی این کار، احترام به پیشکسوتان این مقوله است. اگر یک جوان با همه ی ملزومات اولیه آمد و اقبال خوبی هم یافت، ولی در ورطه ی غرور و خودبینی افتاد، کم کم از عنایت اهل بیت (ع) غافل می شود و بی توجه به این الطاف و زحمت اساتید، نگاهش به سمت خودش برمی گردد و سقوط می کند. هرچند عزیزان مداح تجربه کسب می کنند، باید افتاده تر و متواضع تر شوند و ادب نسبت به خادمان اهل بیت (ع) را بیاموزند.

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387;ساعت 14:21;  توسط خادمين;  | 

حاج علی انسانی

شاعر و مداح اهل بیت

اگر زمینه ای فراهم شود که مداحان و شاعران را در جریان شعر مذهبی و نیز آموزش و نقد قرار دهیم، خیلی خوب است. مثلاً در این بیت، این صنعت وجود دارد: این بیت پیام دارد ... شعر خوب تشویق شود و شعر ضعیف تذکر داده شود که مثلاً اگر انسانی این بیت را اینجور می گفت، بهتر بود و ... این حرکت خوب است.

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387;ساعت 14:16;  توسط خادمين;  | 

                                      حاج محمدرضا مشكين

Image

اولين مرتبه‌اي كه در مجلس اهل‌بيت عليهم السلام شعر خواندم پدرم گفت : "فكر نكني حالا كه مداح شده‌اي و در آينده كه به تو مرشد مي‌گويند ديگر در هر محفل و مجلسي بايد بخواني.

بيشتر بايد گوش كني و به اجراي برنامه‌ي مداحي ديگران دقت كني ، حتی به ايستادن ايشان و از تمام اين‌ها درس بگيري."

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387;ساعت 13:3;  توسط خادمين;  | 

حاج فيروز زيرك كار پيرغلام دلسوخته آستان حضرت معصومين عليهم السلام خود را شاگرد استاد حسن فراهتي ( جهازچي) مي‌داند .

 

ايشان در بيان شعر آئيني مطلوب مخصوصا پيرامون حضرت سيد الشهداء عليه السلام مي‌‌گويد : "شعر بايد در قامت سيد الشهداء باشد"

يعني " اگر در شعري كه حاوي نام سيد الشهداء عليه السلام است در صورتي كه نام حضرت را برداشته و نام فردي معمولي گذاشته شود و تغييري در معناي شعر بوجود نيايد معلوم مي‌شود كه آن شعر براي حضرت سيد الشهداء عليه السلام نبوده و در شأن آن حضرت نيست " .

شعر معصومين عليهم السلام بايد تنها بيانگر اوصاف و ويژگي‌هاي خاص ايشان بوده و با شعرهاي ديگر تفاوتي آشكار داشته باشد و اين امر نيازمند معرفتي جامع به شأن والاي آن حضرات است

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387;ساعت 12:57;  توسط خادمين;  |